روزیدر اتومبیل سوار بودیم به طرف روستای قهرمان پرور فردو می رفتیم . مرحوم آقای کاظمیاز سادات بسیار مؤمن تولیتی ها ، داستانی برایم نقل نمود که عالم دانشمندی روحانیگرفتار دل درد شدیدی گشت ، دکترها او را به آلمان راهنمایی کردند ، در آنجا بهتاجر ایرانی که از آشنایان و مقیم آلمان بوده است وارد می گردد و آن تاجر هم برایمعالجه اش ، دکتری به منزل می آورد ، دکتر وقتی آن عالم را با لباس روحانی می بینددر شگفت می شود و به تاجر می گوید این چه لباسی است ؟
تاجراظهار می دارد : این لباس دانشمند روحانی مذهبی ماست . می گوید : به چه زبانیآشنایی دارند ؟ پاسخ می دهد علاوه بر فارسی به زبان عربی کاملا آشنایند و باید همبدانند . گفت : خوب من هم مقداری به زبان عربی آشنایی دارم .سپس آن آقای روحانی رامعاینه کامل نمود ، سپس نسخه ای پانزده روزه برایشان می نویسد ، آن وقت از او بهزبان عربی سؤال می کند که شما از بزرگان مذهبی خود کلمات قصار دارید ؟
عالمفرمود : آری ، از جانشین پیغمبرمان حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام کلمات قصارزیادی داریم .
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر