خرید بک لینک


بسم الله الرحمن الرحيم

1ـ اهميت آمادگي روحي و معنوينيروهاي رزمي و بالا بودن ميزان آگاهي اعتقادي و ديني

در اثبات اهميت اين امر همين بس كهپيامبر اكرم(ص)x85و يارانش به مدت سيزده سال آن همه رنج و شكنجه و اذيت راتحمل ميكنند و به دستور خداوند متعال ، حضرت ، دستور صبر و استقامت ميدهد ومسلماً در اين دوران طولاني ميزان آمادگي كيفي نيروهاي اسلامي كه زير بارش آياتوحي بودند، در سطح عالي قرار گرفته بود.

2ـ تأكيد بر آموزش نظامي و آمادگيقواي رزمي نيروهاي اسلامي

در نظر حضرت اين اندازه آموزش اهميت داشته استكه وقتي به محل آموزش صحابه ی خود ميرسد، كفشهاي خود را درميآورد و پابرهنه قدمدر آن ميگذارد و موقعي كه علت آن را ميپرسند ميفرمايند:

اينجا محل مقدسياست. اينجا باغي است از باغهاي بهشت.

و در جاي ديگريمسلمانان را به تيراندازي و آموزش قرآن تشويق ميكنند.

و در جاي ديگري ميفرمايند:

بدانيد كه نيرو بهتيراندازي(است)… و اين جمله را سه بار تكرار ميكنند.

امام امت در يكي ازسخنان شان در تأييد اين مسأله ميفرمايند:

من اميدوارم كه شماآن چيزهايي را كه در نظاميگري يا چريكي يا پارتيزاني هست، به شايستگي و خوبي يادبگيريد.

در جاي ديگر امامخميني ـ مدظله ـ ميفرمايند:

پيامبر اكرم(ص)x85خود در ميدان مسابقه حاضر ميشد و اسبدواني ميكرد و با اصحاب خود شرطبنديميكرد. در اسبدواني «ابوقتاده» و «اسامة بن زي» مسابقه دادند و فرمود: ملائكه ازهمة شرطبنديها تنفر دارند؛ مگر شرطبندي براي اسبدواني و تيراندازي و همةبازيگريهاي مؤمنان بيهوده است؛ مگر اسبدواني و تيراندازي.

3ـ اعزام گشتيها، بستن شريانهايحياتي و مسيرهاي تداركاتي دشمن، حمله و تصرف ستونهاي نظام و پشتيباني دشمن وايجاد ترس، ارعاب و وحشت در دل دشمن.

پيامبر اكرم (ص)x85چندين بار با اعزام اين چنين گشتيهايي اين امر مهم را به انجام رساند. بررسينمونه:

3ـ1- ارسال يك دستهرزمي سوارهنظام به فرماندهي «حمزه» عموي پيامبر(ص)x85 از مدينه تا كرانههايدرياي احمر كه مسير كاروان «قريش» بود[1].

3ـ2ـ اعزام يكگروهان سوارهنظام شصت يا هشتاد نفري به فرماندهي عبيدة بن حارث به طرف كاروانقريش كه به سرپرستي ابوسفيان و همراهي دويست محافظ بود[2].

3ـ3ـ اعزام يك گروهرزمي 8 نفري به طرف حجاز، به سرپرستي سعد بن ابيوقاص[3].

3ـ4ـ تعقيب كاروانقريش به دست پيامبر(ص)x85 و عدهاي ازاصحاب.

تعقيب كاروان قريشبه دست خود پيامبرx85(ص)x85 به همراهي دويست نفر كه تا منطقه بواط پيش رفتند[4].

3ـ5ـ اعزام يكگروهان گشتي شناسايي رزمي به فرماندهي «عبدالله بن جحش» كه منجر به جنگ شد و اموالكاروان را به تصرف درآوردند[5].

3ـ6ـ جريان جنگ بدركه در ابتدا، جهت تصرف كاروان قريش به سرپرستي ابوسفيان صورت گرفته بود[6].

با اين تجاربگرانبها اهميت اين مسأله روشن خواهد شد: بودن دشمن در جبهه «بدون تداركات خودكشيبه حساب ميآيد» و قطع معبرهاي تداركاتي مساوي با نابودي دشمن است.

ادامه متن را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید .

برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 0:08

صفحه بندی