سوال این بودآقااگرشمامرجع تقلیدشویداولین مسالهءرسالهءشماچه خواهدبود.درجواب گفتم هیچکس نبایددرحضوربدرومادرقرص آسپرین بخورد.بچه هاهاج وواج یعنی چه.گفتم قرص آسپرین مسکن است هرچنداندک وخوردن آن گواهی درداست.واین خاطرعزیزان رامکدرمی کند.
درتوضیح بیشترمطلب ازمولوی.غزالی.گاندی.مانی.لئوتولستوی گفتم که دراینجاسخن بدرازامی کشد.فقط
سخنی ازغزالی وخاطره ای ازخودم شاهدی برگفتهءایشان گفته آید.
غزالی می گوید: یکی ازشرایطکمال آدمی ازدواج است .درازدواج انسان بامسائلی مواجه می شودکه موضعگیری درست آن به کمال آدمی می انجامد.شاهدمن براین مطلب اینکه درسال۵۹که من ازانگلستان برگشتم مادرم ازغصهءمن ومجروح شدن برادرم عبدالوهاب درجبهه زمینگیرشد.یکی ازدوستان عزیزوبزرگوارم مرا به خانه خودبرد.یکسال شب درمیان ویک سال تمام وقت وهمسرگرامی ایشان به توصیهءجناب آقای علوی بامن محرم گشت.
یکروزیکی ازفرزندان به من ناسزاگفت ومن درحضورپدرومادرایشان سیلیی به فرزندزدم ومتاسفانه دندان فرزندخونی شدواین بزرگواران عکس العمل بدی که نشان ندادندهیچ که مرانیزتاییدکردند.ومن ان روزنفهمیدم که چه جرمی مرتکب شده وانان چقدربزرگواربودند. تااینکه ازدواج کرده دارای فرزندشدم.روزی تنهافرزندم باپسر عمویش بازی می کردبه زمین خوردوسرش شکست.ومن به بخشی ازمعانی سخنان مولوی وغزالی پی بردم.
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر