اول : پشیمانی از کارهای گذشته .
خود این پشیمان شدن خیلی مهم هست
.
آخه بعضی ها می دونن کارشون اشتباه هست ،
اما بازم انجام می دن و
پشیمون هم نمی شن .
دوم :
عزم و اراده ، بر انجام ندادن اون کارها .
مثلا می بینی یه شرایطی براش فراهم شده که توی
این مدت گناه نکرده ، خب
!
اما دوباره که شرایط گناه پیش میاد ، دوباره گناه می کنه
.
یه داستان بگم
:
یه نفر
شراب می خورد .
بعد ، اسمش واسه حج در اومده بود و رفته بود
مکه .
خب ! توی این مدتی که مکه بود ،
نمی تونست شراب بخوره
.
رفیقاش بهش گفتن
:
تا اینجا اومدی ، یه توبه بکن و دیگه نخور
.
گفت : نه ...!!!؟؟؟
گفتن : حیف هست ، تا اینجا اومدی ،
۱۵ روز ، ۲۰روز
هست که نخوردی
.
بذارش کنار
.
گفت : نه من عادت کردم
.
گفتند : بابا عجب دیوونه ای هستی ها ، ۲۰ روزه نخوردی ،
می تونی ترکش کنی
.
گفت : نه
... .
گفتند : خیل خب ! برو بخور
اون زهر ماری رو .
اما الان توبه کن بعد وقتی برگشتی شهر خودت ، بخور
.
گفت : نه ، توبه هم نمی کنم
.
می دونم بر می گردم می خورم
.
بابا ! خب توبه کن ،
شاید نشد دیگه بخوری ... !
آقا سرتون رو درد نیارم
.
توبه نکرد و برگشت شهر خودش
.
به محضی که پاش رو از هواپیما رو خاک شهرش گذاشت ،
افتاد مرد
... .
اگه توبه کرده بود بهتر نبود ...!!!!؟؟؟؟
سوم :
جبران گذشته .
با قرآن خوندن ،
با نماز خوندن ، با دعا خوندن .
چطور با دوستمون که جر و بحثمون می شه ،
بعد که می خوایم از دلش در بیاریم ، یه
شاخه گل براش
می بریم و معذرت خواهی می کنیم
.
خدا هم همین طوره
.
مگه خدا دوستمون نیست ؟؟؟
خب ! برای معذرت خواهی باید دسته گل برد
.
دسته گل ما هم قرآن خوندن و نماز خوندن و
توبه کردن هست
.
توبه مون رو هم قبول می کنه .حتما هم قبول می کنه
.
البته اگر توبه واقعی باشه
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر