یكی از اساسی ترین ابعاد حادثه عاشورا، درس ها و عبرت های این نهضت است.

درس های عاشورا همواره بحثی زنده، حیات بخش و حركت آفرین است . هر چند این رویداد در مكان و زمان محدودی به وقوع پیوست اما درس های آن ویژه زمان و مكان خاصی نیست. عدالت خواهی و ستم ستیزی، عزت، پاسداری از اسلام و ارزشهای اسلامی، شهادت در راه خدا، جمع میان سیاست و معنویت، امر به معروف و نهی از منكر از جمله درس های مهم در عرصه رفتارسیاسی رویداد عاشورا است.
نویسنده پس از تبیین مسائل یاد شده و بیان نمونه هایی از آن در كلام و رفتار امام حسین (علیه السّلام)، به بررسی عبرت های عاشورا می پردازد . وی تحلیل عوامل زمینه ساز حادثه عاشورا را مایه عبرت جامعه اسلامی و نظام دینی دانسته، مهم ترین آن ها را تحت عنوان دگرگونی ارزش ها و آرمان های حاكم بر جامعه نبوی و كوتاهی خواص از انجام رسالت خود، بازگو می نماید. جدایی مردم از اهل بیت (علیهم السّلام) و دنیاگرایی خواص از جمله موضوعاتی است كه در این بخش مورد توجه قرار گرفته است.
مقدمه
در باره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته اند . باز هم جای گفتن و نوشتن باقی است، چرا كه این رویداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده ای برخوردار است كه هر چه بیش تر به تحلیل و بررسی آن پرداخته شود زوایای نوتر و تازه تری از آن آشكار خواهد شد .
قیام عاشورا از سال 61 هجری تا امروز همچون چشمه ای جوشان و خروشان از آب زلال و گوارای خود تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب كرده، و الهام بخش بسیاری از نهضت های حق علیه باطل بوده است . انقلاب اسلامی، به رهبری امام خمینی (رحمة الله علیه) از عاشورا الهام گرفت . ماندگاری و پایایی آن نیز در گرو بهره گیری از درس ها و عبرت های آن است . درس های عاشورا در گستره زمان و زمین همچنان ادامه دارد، چرا كه در ادبیات عاشورا آمده است:
«كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا و كل شهر محرم .» (1)
یعنی درگیری حق جویان و عدالت خواهان با باطل و ستمگران همیشگی است . رویداد عاشورا در تاریخ همواره قابل تكرار است . از این روی، عاشورا رسالت بزرگی را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان جامعه نهاده است . همگان پس از شناخت ابعاد آن موظف اند خود و جامعه خود را با آن مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند، چرا كه زنده بودن تاریخ به ترسیم و تصویب آن و سنجش خودمان با آن است .
سخن ما در این گفتار با عنوان: «درس ها و عبرت های عاشورا در عرصه رفتار سیاسی » در باره یكی از اساسی ترین ابعاد این حادثه بزرگ است كه در دو بخش آن را پی خواهیم گرفت:
الف . درس های عاشورا;
ب . عبرت های عاشورا .
پیش از آن یادآوری چند نكته مفید و مناسب می نماید:
1 . تفاوت درس و عبرت
درس گرفتن از قیام عاشورا یعنی گفتار و رفتار عاشورائیان را در زندگی فردی و اجتماعی، الگو و اسوه قراردادن . در نهضت عاشورا با قهرمانان و الگوهایی روبه رو هستیم كه با گفتار و رفتار خود حادثه ای بس بزرگ آفریدند، حادثه ای كه می توان برای شیعه و مسلمانان بلكه همه جهانیان الگوی مناسب و كارآمدی باشد .
عبرت: واژه «عبرت » از ریشه «عبور» و گذشتن از چیزی به چیز دیگر است .
به اشگ چشم «عبره » گفته می شود، (2) چون اشگ از چشم عبور می كند . در تعبیر خواب نیز، این واژه به كار رفته، چون انسان را از ظاهر به باطن منتقل می كند . به همین مناسبت به حوادثی كه به انسان پند دهد «عبرت » گویند، چون انسان را به یك سلسله تعالیم كلی راهنمایی می كند . (3)
بنابراین، عبرت آموزی یعنی از حال به گذشته رفتن و گذشته را بررسی و از آن پند گرفتن است . عبرت آموزی از حادثه عاشورا به این معناست كه انسان همواره آن را مورد مطالعه قرار داده و جامعه خود را با آن مقایسه كند تا بفهمد در چه حال و وضعی قرار دارد، چه چیزی او را تهدید می كند و چه چیزی برای او لازم است .
با این بیان، تفاوت اساسی بین درس و عبرت وجود ندارد; چرا كه عبرت آموزی نوع دیگری از درس است، اما درس از راه عبرت گیری . با این توضیح كه ما در درس آموزی نقطه های اوج و خوبی ها را می بینیم و آن ها را به عنوان اسوه و سرمشق معرفی می كنیم . اما در عبرت آموزی، تنها به خوبی ها و الگوهای مثبت نگاه نمی كنیم بلكه بدی ها و زشتی ها و نامردمی ها را نیز می بینیم و از آن به گونه ای دیگر درس می آموزیم . به گفته استاد شهید مطهری: حادثه عاشورا دو صفحه دارد: سفید و نورانی، تاریك و سیاه . صفحه سفید قهرمانانی چون امام حسین (علیه السّلام) و قمر بنی هاشم و صفحه سیاه قهرمانانی چون یزید، ابن زیاد و عمر سعد دارد . در بحث عبرت ها به صفحه سیاه و تاریك و جنایت های آنان نیز توجه می شود .
2 . اهمیت بحث در اندیشه اسلامی
هر چند برخی درس آموزی و عبرت گیری از تاریخ را نفی كرده اند، (4) ولی بر اساس بینش اسلامی، این موضوع مورد تایید و تاكید منابع دینی ماست . قرآن و روایات در بسیاری از موارد ما را به درس آموزی و عبرت گیری از تاریخ فرا خوانده اند . از باب نمونه: قرآن پس از طرح داستان حضرت یوسف و برادرانش و همچنین انحراف زلیخا و عفاف و پاكدامنی یوسف و دیگر مسائل می فرماید:
«لقد كان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب; (5) در قصه های آنان برای صاحبان خرد عبرت است .»
امامان بزرگوار شیعه نیز بر این مساله تاكید كرده اند . به عنوان نمونه: علی (علیه السّلام) به یكی از كارگزارانش می نویسد:
«و اعتبر بما مضی من الدنیا لما بقی منها، فان بعضها یشبه بعضا و آخرها لاحق باولها; (6) از گذشته دنیا، برای مانده و آینده آن پند و عبرت گیر . چرا كه پاره های تاریخ با یكدیگر همانندند و پایانش به اولش می پیوندد .»
آیات و روایات در این باره فراوان است . در این جا به همین دو نمونه بسنده می كنیم .
3 . ابعاد بحث
عبرت های عاشورا، از دو زاویه درخور بحث و بررسی است:
الف . از بعد تاریخی; از این بعد محقق با مطالعه و تحلیل چند مقطع از تاریخ اسلام به علت یا علل این فاجعه بزرگ دست می یابد . چرا كه این قیام بزرگ بدون مقدمه و زمینه قبلی نبود بلكه مقدمات بسیار از دیر زمان زمینه های آن را فراهم كرده بود . بنابراین، اگر از این بعد بخواهیم به این رویداد نگاه كنیم باید به حدود پنجاه سال پیش از آن برگردیم و پس از بررسی حوادث گذشته به تحلیل روی كارآمدن یزید و فاجعه عاشورا بپردازیم .
ب . از بعد نظری; در این جا به اصول و عواملی كه در این رویداد نقش داشته اند باید پرداخته شود . به دیگر سخن، در فرهنگ اسلامی، تعیین سرنوشت جامعه و تاریخ به دست انسان است:
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم . (7) ذلك بان الله لم یك مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم .» (8)
جامعه و تاریخ همانند دیگر پدیده ها دارای ضابطه و قانون است، و قوانین حاكم بر آنها همانند قوانین حاكم بر دیگر پدیده ها ثابت و غیر قابل تغییر است:
«و لن تجد لسنة الله تبدیلا .» (9)
خداوند حتی به جامعه مؤمنان خطاب می كند كه اگر آنان از ایمان خویش روی برگردانند طولی نخواهد كشید كه گروهی را جایگزین آنان خواهد كرد . (10)
بر این اساس پیدایش، بقا، رشد و حركت و نابودی جوامع در گذشته و حال و آینده پیرو اصول و قانونهایی است كه با دقت در منابع و متون دینی می توان به پاره ای از آن ها و یا همه آن ها دست یافت . در این گفتار، در صدد بیان و تشریح این اصول نیستیم، بلكه می خواهیم با مطالعه تاریخ، اصولی و عواملی را كه سبب رویداد عاشورا شده اند شناسایی كنیم . در این نگاه هر چند مطالعه و تحلیل مقاطع گذشته تاریخ در پنجاه سال پس از رحلت پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برای پژوهش گر لازم است ولی طرح همه آن ضرورتی ندارد، پژوهش گر از آن تحقیقات در این نگاه بهره می گیرد .
هر چند هر دو نگاه مفید درس آموز است، ولی در این پژوهش حادثه كربلا را از نگاه دوم مورد بحث قرار می دهیم، یعنی به پاره ای از اصول و عواملی كه زمینه ساز حادثه عاشورا شده اند اشاره خواهیم كرد .
4 . از قیام عاشورا تحلیل های گوناگونی ارائه شده است . یكی آن است كه عاشورا از اسرار الهی و تكلیفی ویژه برای امام حسین (علیه السّلام) بوده است و هیچ فرد و یا معصوم دیگری چنین وظیفه ای نداشت است . (11) اگر این تحلیل را بپذیریم، سخن گفتن از عاشوراهای دیگر و همچنین درس و عبرت گیری از رویداد عاشورا در ابعاد گوناگون از جمله در عرصه رفتار سیاسی بی معنی خواهد بود، چرا كه وظیفه اختصاص مجالی برای الگوبرداری باقی نمی گذارد . ولی این تحلیل از سوی متفكران اسلامی، از جمله شهید مطهری به عنوان یكی از تحریف های معنوی عاشورا نقد و رد شده است . (12) اما در تحلیل های دیگر حركت و قیام امام (علیه السّلام) می تواند الگو و سرمشق هر مسلمانی به ویژه رهبران جامعه باشد . همان گونه كه خود آن حضرت خواستار آن بوده اند: «و لكم فی اسوة » . (13) بنابراین، قیام امام حسین (علیه السّلام) از ابعاد گوناگون مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، نظامی، فرهنگی می تواند الگو و سرمشق باشد . و در نتیجه استنتاج سنت ها و قواعدی از این حادثه در وضعیتی همانند وضعیت روزگار امام حسین (علیه السّلام) امكان پذیر خواهد بود .
درس های عاشورا
درس های عاشورا همواره بحثی زنده، حیات بخش و حركت آفرین است . هر چند این رویداد در مكان و زمان محدودی به وقوع پیوست، اما درس های آن ویژه زمان و مكان مشخصی نیست . اگر تا دیروز عده ای می پنداشتند كه عاشورا حادثه ای مقطعی است، امروز با توجه به تعالیم عاشورایی امام خمینی و در نتیجه استقرار حكومت اسلامی، باید به عنوان رویدادی تلقی شود كه در طول تاریخ می تواند درس آموز بوده و پایه های ستم و استبداد را از بیخ و بن براندازد:
«واقعه عظیم عاشورا از سال 61 هجری تا خرداد 42 و از آن زمان تا قیام حضرت بقیة الله ارواحنا لمقدمه الفداه، در هر مقطعی انقلاب ساز است .» (14)
پس از سال 61 هجری، این رویداد در عرصه رفتار سیاسی الگوی بسیاری از حركت ها شده است: حركت توابین، مردم مدینه، قیام مختار، نهضت زیدبن علی، قیام محمد نفس زكیه و ابراهیم فرزندان عبدالله ... تا قیام و نهضت مقدس ملت ایران به رهبری امام خمینی همه و همه با الهام از عاشورا سازماندهی شده اند . اقبال لاهوری، استقلال و نجات پاكستان را مرهون قیام عاشورا دانسته گاندی، نیز، نهضت عاشورا را الهام بخش خود در رهایی هندوستان می داند . (16) ما در این مقال، در صدد تجزیه و تحلیل قیام و انقلاب هایی كه در پی رویداد عاشورا صورت گرفته اند نیستیم و همچنین در پی صداقت و یا درستی و نادرستی این نهضت ها نیز نیستیم; ما بر آنیم كه اشاره كنیم كه رویداد عاشورا در گذشته در عرصه رفتار سیاسی منشا حركت هایی علیه حاكمان ستم در دوره های گوناگون بوده و هست . و در یك كلمه اگر نهضت بزرگ عاشورا را الگو و اسوه همه حركت های حق طلبانه و عدالت خواهانه بنامیم و بدانیم سخنی به گزاف نگفته ایم . مصعب ابن زبیر با این كه خود را رقیب امام حسین (علیه السّلام) برای حكومت می دانست می گوید:
«و ان الاولی بالطف من آل هاشم
تاسوا فسنوا الكرام التاسیا (17)
مردان بزرگواری از آل هاشم در برابر ستم مقاومت نشان دادند كه برای بزرگان تاریخ نمونه و الگو است .»
بسیاری از نویسندگان، شاعران و تاریخ نگاران مسلمان و غیر مسلمان از درس آموزی این رویداد برای همه جهانیان سخن گفته اند . از باب نمونه یكی از نویسندگان مصری به نام عباس محمود عقاد، با قلم توانایش در كتاب: «ابوالشهداء حسین بن علی (علیه السّلام)» چنین می نویسد:
«نه تنها مسلمانان بلكه غیر مسلمانان از این حادثه درس جوانمردی، ایثار و مقاومت در برابر ستمگران گرفتند . از سفیر مسیحی كه در همان مجلس یزید به او اعتراض كرد بگیریم تا برسیم به قرون میانه، تا روزگار خودمان .» (18)
آری عاشورا از چنان عمق و غنایی برخوردار است كه تا پایان تاریخ، پیام آور ارزش های والای انسانی و الهام بخش انسان های آزاده و خداجو خواهد بود . عاشورا دانشگاهی است كه همه طبقات از زن و مرد، كوچك و بزرگ، باسواد و بی سواد، سیاه و سفید، مسلمان و غیر مسلمان از آن درس می آموزند و در این دانشگاه همواره استادان بنامی چون: حسین بن علی (علیه السّلام)، قمر بنی هاشم، زینب كبری و دیگر عاشورائیان تدریس می كنند . ولی متاسفانه ما تاكنون نتوانسته ایم ارزش های عاشورا را آن چنان كه شاید و باید به جوامع جهانی بشناسانیم . در یكی از فیلم هایی كه بر ضد اسلام به وسیله B . B . C با نام شمشیر اسلام، تهیه شده، بخش مهمی از آن را عزاداری و سوگواری های دوستداران امام حسین (علیه السّلام) تشكیل می دهد . مفسر این فیلم می گوید:
«باید مراقب بود كه اگر این عزاداری ها و این همه عشق هدف دار شود و به سوی قلب غرب نشانه رود، دیگر هیچ سلاحی نمی تواند در برابر آن مقابله كند .» (19)
با توجه به سخنان فوق، مهم جهت دار شدن مراسم عاشورا و شناخت درس های آن در ابعاد گوناگون است .
فداكاری و ایثار، صبر و استقامت، شهادت و شجاعت، تعهد و مسؤولیت، صداقت و وفاداری، قاطعیت در راه هدف، دفاع از امامت و ولایت، دفاع و پاسداری از دین و ارزش ها، تولی و تبری، ستیز با ستم و ستمگران، با فساد و مفسدان، دستور به نیكیها، پرهیز از بدیها و زشتیها، انس با قرآن، ترویج فرهنگ نماز، نهراسیدن از نیروی دشمن، پرهیز از سستی و تنبلی در برابر تجاوز به ارزش ها، افشای چهره دشمنان اسلام، توجه به معنویات حتی در جبهه جنگ، نفی نژادپرستی، توبه، دعا، استغفار، تسلیم در برابر خدا، قیام برای خدا و ... بخشی از درس های عاشورا است . البته همین درس ها كافی است كه یك ملت را از ذلت به عزت برساند و همین درسها می تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد . همان گونه ملت ایران با الهام از همین درس های عزت بخش استبداد و استعمار را به زانو درآورد و باز همین درس ها بود كه نقش خود را در جنگ تحمیلی به نمایش گذاشت .
آن چه آوردیم فهرست بخشی از درس ها و آموزه های عاشورا بود . صدها بلكه هزارها هزار درس از رویداد عاشورا می توان آموخت . شرح و تفصیل درس های یاد شده در این مقال نمی گنجد . از این روی، به شرح نمونه هایی از درس ها در عرصه رفتار سیاسی بسنده می كنیم:
1 . عدالت خواهی و ستم ستیزی
ستیز با ستم و ستمگران به ویژه حاكمان ستم و بر پایی عدل یكی از درس های عاشورا در عرصه رفتار سیاسی است . عاشورا به ما می آموزد كه انسان مسلمان نمی تواند در برابر ستم و ستمگران سكوت كند و بی تفاوت بماند; اگر سكوت كرد در حكم همان ستمكار است . امام حسین (علیه السّلام) در یك سخنرانی كه در منزل «بیضه » در برابر سپاهیان حر فرمودند:
«ای مردم . رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: اگر كسی حاكم ستمگری را ببیند كه حلال خدا را حرام می كند، عهد و پیمان الهی را می شكند، و با سنت رسول خدا مخالف است، و با بندگان خدا به ستم و بیدادگری رفتار می كند، پس با گفتار و كردار در برابرش نایستد بر خداست كه این فرد را نیز با همان حاكم ستمكار محشور كند .» (20)
آن بزرگوار سپس از بنی امیه و پیروان آنها به عنوان نمونه و مصداقی از سخنان پیامبر گرامی اسلام یاد كرده و می فرماید:
«مردم آگاه باشید كه بنی امیه و اتباع آنها پیرو شیطانند و از پیروی و بندگی خدای بخشنده سرپیچی كرده اند، فساد و تباهی را آشكار ساخته اند و حدود الهی را تعطیل كرده اند و اموال مردم را به خود اختصاص داده اند . حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كرده اند . من از هر كس شایسته ترم كه وضع موجود را تغییر دهم ... پس لازم است از روش من پیروی كنید زیرا عمل من برای شما حجت و سرمشق است ...» (21)
از سخنان یاد شده چند نكته اساسی زیر استفاده می شود:
1 . مبارزه با ستم ستمگران و متجاوزان به حدود و قوانین دین واجب است . این برنامه باید سر لوحه زندگی امت اسلامی در گستره تاریخ در هر سرزمینی باشد .
2 . سكوت در برابر حاكم ستم، گناهی بس بزرگ و در حد گناه همان حاكم ستم است .
3 . حكومت یزیدی از مصادیق حاكمان ستم و متجاوزان به حدود و قوانین الهی است . از این روی مبارزه با او نیز تكلیف الهی است .
امام در نامه ای به مردم كوفه می نویسد:
«فلعمری ما الامام الا الحاكم بالكتاب، القائم بالقسط، الدائن بدین الحق، الحابس نفسه علی ذات الله; (22) به جان خودم سوگند، امام و پیشوا تنهاكسی است كه برابر كتاب خدا داوری كند . دادگر و متدین به دین حق باشد . وجود خویش را وقف و فدای فرمان خدا كند .»
امام حسین (علیه السّلام) در همین نامه سخنان مردم كوفه را كه نوشته بودند: «لیس لنا امام; ما امام نداریم، تایید كرده است، چرا كه آن بزرگوار یزید را دارای شرایط امامت و حكومت نمی داند . زیرا كه اجرای حق و عدالت، عمل به كتاب خدا از شرایط امام و حاكم است و یزید هیچ یك از این شرایط را ندارد .
2 . درس عزت
یكی دیگر از درس های عاشورا در عرصه رفتار سیاسی، درس عزت است . امام حسین (علیه السّلام) و دیگر عاشورائیان با گفتار و عمل خود به ما آموختند كه برخورد مسلمانان با یكدیگر چه در داخل كشور و چه با خارج كشور باید از موضع عزت باشد . چرا كه در فرهنگ اسلامی، مسلمان عزیز است و هرگز نباید تن به ذلت و خواری بدهد . ذلت و خواری با مسلمانی قابل جمع نیست . بنابراین، مسلمانی كه ذلت را پذیرفته مسلمانی اش كامل نیست . بر این اساس دو نوع زندگی خواهیم داشت: زندگی ذلیلانه و زندگی عزتمندانه . زندگی عزتمندانه در پرتو پذیرش ولایت خدا و اولیاء خدا، و زندگی ذلیلانه در پرتو پذیرش ولایت كفر و شرك و دشمنان خداست . همراهی و دوستی با دشمنان خدا نیز ذلت و خواری است . بر همین اساس قرآن كریم می فرماید:
«یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی و عدوكم اولیاء; (23)
ای مؤمنان، دشمن من و دشمن خود را به ولایت بر نگیرید .»
عزت در سخن و عمل همه عاشورائیان تجلی دارد، ولی در سخن و عمل امام حسین (علیه السّلام) از همه بیش تر . همه این بزرگواران مرگ با عزت را زندگی و زندگی با ذلت را عین مرگ می دانستند . یكی از شعارهای امام حسین (علیه السّلام) در روز عاشورا این بود:
الموت خیر من ركوب العار
و العار خیر من دخول النار . (24) مرگ از پذیرش ننگ بهتر، و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است .»
و نیز آن بزرگوار در روز عاشورا می فرمود:
«این ناكس پسر ناكس مرا به پذیرش یكی از دوكار ناچار كرده است . یا شمشیر كشیدن و كشته شدن و یا پذیرش ذلت . ذلت از خاندان ما به دور است . هیهات كه ذلت و زبونی را اختیار كنم . نه خدا به ذلت من راضی است، نه رسول خدا و نه مؤمنان و نه دامن های پاكی كه مرا تربیت كرده اند . همچنین مردان غیرتمند و آزاده، كشته شدن را بر پیروی از انسان های پست ترجیح می دهند .» (25)
آری، امام حسین (علیه السّلام) در دامن پدر و مادری تربیت شده است كه مرگ با عزت را زندگی، و زندگی با ذلت را عین مرگ می دانست:
«فالموت فی حیاتكم مقهورین و الحیاة فی موتكم قاهرین .» (26)
آن بزرگوار در جای دیگری می فرماید:
«و الله لا اعطیكم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر فرار العبید; (27) به خدا سوگند همانند افراد فرومایه تسلیم شما نمی شوم و مانند بردگان نیز فرار نمی كنم .»
عزت حسینی به او اجازه نمی دهد كه برای این كه چند روز بیش تر زنده بماند با فردی همانند یزید بیعت كند . چرا كه بیعت با یزید به معنای تایید حكومت و كارهای ناپسند او است . چنین كاری نه تنها شایسته آن امام همام كه حتی یاران او نیز نیست .
در سخنان یاد شده، امام (علیه السّلام) به ما می آموزد كه در برابر غیر خدا عزیز و سربلند باشید و تنها در پیشگاه خدا متواضع باشید .
آن بزرگوار در جای دیگر می فرماید:
«فانی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما; (28) من در چنین محیط ذلت باری مرگ را جز سعادت و زندگی با این ستمگران را جز رنج و نكبت نمی دانم .»
سخنان و رفتار امام حسین (علیه السّلام) و دیگر عاشورائیان درس است به همه شیعیان به ویژه كارگزاران نظام اسلامی و هشداری است به كسانی كه خود را شیعه می دانند ولی در این حال خود را در اختیار غیر خدا قرار داده و مرعوب و تسلیم قدرت های بزرگ شده اند و دیگران را نیز به این ذلت فرا می خوانند .
پی نوشت ها :
1) صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 9، ص 57، ، 202، ارشاد اسلامی .
2) امالی صدوق، ص 118، مؤسسه اعلمی; ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تصحیح و تعلیق علی اكبر غفاری، ص 123، مكتبة الصدوق، تهران .
3) مجمع البحرین، ج 2، ص 1156; تفسیر نمونه، ج 23، ص 491 .
4) نك: فلسفه تاریخ، شهید مطهری، ج 1، ص 13، صدرا .
5) یوسف، 12، 111 .
6) نهج البلاغه، نامه 69 .
7) رعد (13)، 11 .
8) انفال، 54 .
9) احزاب (33) آیه 62; فاطر (35) 43; فتح (48) آیه 23 .
10) مائده آیه 54 .
11) ناسخ التواریخ، سپهر، ج 1، ص 266، جواهر الكلام، ج 21، ص 25 .
12) حماسه حسینی، شهید مطهری، ج 1، ص 78 - 77، صدرا .
13) تاریخ طبری، ج 4، ص 304 .
14) صحیفه نور، ج 16، ص 179 .
15) این شاعر مسلمان و انقلابی در این باره چنین می سراید:
رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله ها افروختیم
تا قیامت قطع استبداد كرد
موج خون او چمن ایجاد كرد
خون او تفسیر این اسرار كرد
ملت خوابیده را بیدار كرد
16) درسی كه حسین (علیه السّلام) به انسانها آموخت، شهید هاشمی نژاد، ص 447، انتشارات فراهانی .
17) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 3، ص 249، دار احیاء التراث العربی .
18) مجموعه مقالات كنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، ج 2، ص 610، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، درسی كه حسین (علیه السّلام) به انسان ها آموخت، ص 450 - 447 .
19) همان .
20) تاریخ الامم و الملوك، طبری، ج 4، ص 304 .
21) همان .
22) الارشاد، شیخ مفید، ص 204 .
23) ممتحنه، آیه 1 .
24) مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 68; بحارالانوار، ج 44، ص 192، ج 45، ص 50 .
25) تحف العقول، 249 .
26) نهج البلاغه، ص 51 .
27) بحارالانوار، ج 44، ص 191 .
28) تحف العقول، ص 249، تاریخ طبری، ج 4، ص 305 .
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر