خرید بک لینک


ایمان واقعی ...


روزی بازرگان موفقی از مسافرتبازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همهسوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است .

فکر می کنیدآن مرد چه کرد؟!

خدا را مقصرشمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟

او بالبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پساز نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که رویآن نوشته بود :

مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروعبه کار خواهم کرد!


برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 15:29

صفحه بندی