یکی از دوستان نصیحت می کرد که این قدر عریان حرف نزنم و کمی سکوت پیشه کنم. چه بسا کاندیدایی که انتخاب کرده ام رای نیاورد و درب همین دکانی را هم که در اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان به ما داده اند را تخته کنند. راست می گفت چون از این کارها در کشور ما زیاد بوده و خیلی ها هستند که عیارشان خط کشی است که طول فعالیت آدم ها را در ستادهای انتخاباتی می سنجند.
صمیمانه و صادقانه می گویم که قالیباف-حداد عادل- ولایتی و رضایی را دوست دارم. جتی غرضی را هم که نمک انتخابات است دوست دارم. اما تا به امروز جلیلی را برای ریاست جمهوری مناسب تر دیده ام. هر وقت هم که از این عقیده برگردم شجاعانه داد می زنم که غلط کردم. هم اکنون هم از رایی که به احمدی نژاد در ۸۴ و ۸۸ دادم پشیمان نیستم گرچه رفتار احمدی نژاد چند سال اخیر شدیدا اذیتم کرده است.
اصلا عیار مردمسالاری دینی را در این می بینم که هر چهار سال یکبار بچه بشویم و بیفتیم به جان همدیگر که فلانی بهتر است و بهمانی نه. این عیار مردمسالاری است چرا که همه این دعواها یک مفهوم را پشتیبانی می کند و آن این که انتخاب و رای من و تو مهم است و ما می توانیم یکی را رئیس جمهور کنیم یا او را به پایین تر از آرای باطله تنزل دهیم. اصل این مطلب امتیاز جمهوری اسلامی است و انتخاب کسی برای چهار سال در درجه دوم اهمیت است.
دایره اصولگرایی برایم آن قدر هم تنگ نیست. قالیباف و حداد و ولایتی و رضایی را اصولگرا می دانم ولی جلیلی را و گفتمان و حتی به رغم ادعای بعضی توان اجرائی اش را برای این برهه از انقلاب مناسب تر یافته ام. پس دلیلی برای محافظه کاری نمی بینیم. اگر دلیلی برای متقاعد کردنم دارید نحن ابناء الدلیل.
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر