بی شک حماسه سیاسی، منحصر در انتخابات ریاست جمهوری نیست ولی این نکته نیز غیرقابل انکار است که انتخابات، قله حماسه سیاسی است. انتخابات ریاست جمهوری، جهشی است که در عرصه سیاست اتفاق می افتد و به دنبال آن جهش های بزرگتری را در عرصه اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجه و… رقم می زند. انتخابی که ملت، در ۲۴ خرداد رقم خواهند زد حامل پیام هایی است که آینده حرکت اجرایی کشور را در ۴ سال آینده مشخص خواهد کرد.
انتخابات مظهر پشتوانه مردمی نظام های سیاسی است و هر اندازه که این پشتوانه محکم تر باشد قدرت ملی در سیاست خارجی نیز افزون تر خواهد شد. مولفه اصلی که در این بخش قابل توجه است میزان مشارکت مردم در انتخابات است. هراندازه که این مشارکت پرشورتر باشد، در عرصه سیاست خارجی نیز می توان قوی تر و مستحکم تر سخن گفت.
در درجه دوم نیز نوع انتخابی قرار دارد که می تواند صورت گیرد. انتخاب یکی از گفتمان های سازش و مقاومت، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در دنیا مشخص خواهد کرد. انتخابات یک مسئله ملی است و نوع اتخاباتی که در این میثاق ملی صورت می گیرد مشخص خواهد کرد که مردم به دنبال چه چیزی هستند. جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی گفتمان مقاومت در برابر غرب را مطرح کرده است و هرچند که این گفتمان با تغییر دولت ها، تغییرپذیر نیست ولی عملکرد هر دولت می تواند در تحقق این گفتمان، متفاوت باشد. امروز هم گفتمان انعطاف و سازش و هم گفتمان مقاومت و ایستادگی امتحان خود را پس داده اند و قضاوت در موفقیت و شکست این دو گفتمان کار سختی نیست.
دولت های هفتم و هشتم رویکرد سازشکارانه ای را به بهانه تنش زدایی از سیاست بین الملل در پیش گرفتند و نتیجه آن تعطیلی سایت های هسته ای و بلوکه شدن استعداد و توان دانشمندان جوان هسته ای کشور بود. طرح دوستی با اروپا ریختیم، غافل از اینکه آن ها از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، طرح دشمنی با ما ریخته اند. به ظاهر خنده¬های دیپلماتیک به هم زدیم اما همان ها سیاست تحریم را در همان هشت سال پیش گرفتند و ما را محور شرارت خواندند.
سازش در مسئله هسته ای فرع بر پذیرفتن این مقدمه است که تقابل جمهوری اسلامی ایران با غرب بر سر دستیابی به انرژی هسته ای است درحالی که مسئله خیلی فراتر از این حرف هاست و این تقابل، نه مسئله محور، بلکه گفتمانی است و فناوری هسته ای صرفا یک بهانه است. پس مقاومت، نه یک تاکتیک بلکه یک استراتژی برای انقلاب اسلامی است و همین استراتژی تضمین کننده پیشرفت و اعتلای کشور است.
سادهلوحی است که باور کنیم اگر مقاومت را کنار بگذاریم، یکی از موانع پیشرفت را برطرف کردهایم. مقاومت انقلاب اسلامی در برابر غرب، یک مقاومت ایدئولوژیک است که در عرصه اقتصاد و سیاست تبلور پیدا می کند و تا زمانی که این مواجهه ایدئولوژیکی به نفع یکی از دو طرف پایان نپذیرد هرگونه سازش به معنی به حراج گذاشتن منافع ملی است.
همچنان بر این مغالطه دمیده میشود که سیاست سازش و یا نرمش و لبخند دربرابر غرب بسیاری از مشکلات اقتصادی و سیاسی ما برچیده خواهد شد. اما این مغالطه همچنان نتوانسته است پاسخ دهد که این معادله چگونه برقرار شده است؟
منافع ملی ما در گرو مقاومت است. تحریم خارجی در حوزه اقتصاد چاره¬ای جز اقتصاد مقاومتی ندارد و اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که نقاط آسیب را مستحکمتر میکند و ملت را در نیل به اهدافش کمک میکند. تجربه خودکفایی در تولید بنزین را می توان به عنوان نمونهای در اقتصاد مقاومتی توصیف کرد که با شناخت دشمن و اتخاذ تدبیری صحیح با آزاد کردن انرژی متخصصان داخلی و اعتماد به آن ها رقم خورد. پس مقاومت در عرصه اقتصاد توانسته است موفقیت خود را در عرصه عمل نشان دهد و توفیق دولتها نیز در ادامه این مسیر است.
در عرصه سیاست خارجی نیز مقاومت همچنان یگانه راه موفقیت است. مقایسه مواضع غرب در ۱۶ سال گذشته دقیقا مشخص میکند که رویکرد مقاومت توانسته است منافع ملی را تامین کند. غرب که در ابتدا به چیزی غیر از برچیده شدن فناوری هستهای رضایت نمی داد، امروز برای میزان درصد غنیسازی در ایران چانه زنی میکند و این یعنی توفیق مقاومت در عرصه سیاست خارجی.
موضوع محور مقاومت در منطقه، نمونه دیگری در موفقیت گفتمان مقاومت است. مخالفت با سازشکاری در برابر صهیونیسم و تشکیل محور مقاومت و پیروزی هایی که حماس و حزب ا… در سایه این مقاومت به دست آوردند دلیل محکمی بر این ادعاست. این ادعا با توجه به مسئله سوریه، تکمیلتر میگردد. در زمانی که شرایط سوریه بسیار بحرانی بود و همه دنیا در برابر سوریه ایستاده بودند و تقریبا همه باور کرده بودند که نظام سیاسی سوریه درحال فروپاشی است جمهوری اسلامی در حمایت از محور مقاومت به خود تردیدی راه نداد و امروز نتیجه شکست غرب و ارتجاع عرب روز به روز مشخصتر میشود.
همه این مسائل را باید در کنار تشریح شرایط غرب و به ویژه آمریکا قرار داد. پیروزیهای پی در پی محور مقاومت و افول قدرت آمریکا در کنار مشکلات مختلفی که در داخل با آن دسته و پنجه نرم میکند نشان دیگری از اهمیت مقاومت در سیاست خارجی است. بسیار مضحک است که ملتی در شرایط قدرت دشمن خود، مقاومت نشان داده از خطرناکترین گردنهها عبور کند و امروز که غرب و بویژه آمریکا قدرت خود را افول یافته میبینند، دست از مقاومت بشوید.
تغییر شرایط سیاسی در کشورهای منطقه، بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، گسترش فرهنگ استکبارستیزی در کشورهای مختلف، مشکلات اقتصادی درونی و جنبش وال استریت، شکست آمریکا در معادلات سیاسی بین الملل از قبیل سوریه و… همگی نشان از افول قدرت آمریکا است. همه اینها نشان میدهد که مقاومت رمز پیروزی است و اینگونه نیست که مقاومت صرفا تحمیل هزینههای بی نتیجه و قربانی کردن منافع ملی باشد. مقاومت نتایج عینیای برای منافع ملی ما داشته است. فراموش نکنیم که گفتمان مقاومت، رمز پیشرفت ماست.
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر