قطار دولت احمدیxadنژاد بهایستگاه آخر نزدیک میxadشود و خیلیxadها در حال جمعxadبندی حضور 8 ساله او هستند. انگارخود او هم در حال جمعxadبندی است و این روزها ترجیح میxadدهد تا بیشتر به امور گذشتهxadاشبرسد و روبان قرمز هر آنچه را که کلنگش را به زمین زده است، خودش ببرد و به نامدولتش ثبت کند.
احمدیxadنژاد تجربه ویژهxadایبرای ما بود، تجربهxadای که اگر از جهات مختلف بیxadنظیر هم نباشد، حداقل میxadتوان گفتکه تجربهxadای کمxadنظیر -هم به لحاظ نقاط قوتش و هم به لحاظ نقاط ضعفش- در تاریخسیاسی ما بوده است.
احمدیxadنژاد ویژگیxadهایمثبت و منفی خاص خودش را داشت و در بسیاری از این خصیصهxadها نمیxadتوان او را با غیراز خودش در سپهر سیاست ایران مقایسه کرد. او با شعار عدالت و احیای ارزشxadهایانقلاب اسلامی بر سر کار آمد، از سادهxadزیستی و مبارزه با اشرافیت دم زد. میxadگفتباید دولت را از تهران بیرون برد و برای همین حرف، چه روزهایی که وزرا را به دنبالخود راه انداخت و به شهرهای مختلف سفر کرد. او کلنگی به زمین زد تا مستاجران راصاحب مسکن مهر کند و در سازمان ملل شجاعانه از آرمان فلسطین سخن گفت. اینxadها بخشیاز تجربهxadای به نام احمدیxadنژاد است اما کل آن نیست.
ما احمدیxadنژادی را تجربهکردیم که هشت سال ما را با خود کشید و ترجیح داد تا لیستی را که از مفسدان اقتصادیدر جیب دارد بیرون نیاورد، خیلی از قوانین و بخشنامهxadها را صلاح ندید ابلاغ کند، اختلافقوا را به نهایت رسانید و در مجلس فاجعه آفرید، بعضی جاها جوگیر شد و وعدهxadهاییداد که هر گز عملی نشد، یکی از نزدیکانش را با اعتماد خیلیxadهای دیگر و به ویژهمردمی که به او چشم دوخته بودند معاوضه کرد و در پایان هم با نظریهxadپردازیxadهایی کهعمقش به یک وجب هم نمیxadرسید نزدیکxadترین دوستانش را هم بر علیه خود شورانید و این ناراحتیتا حدی است که بعضا بسیاری از خدمات تاریخی او را نیز به فراموشی میxadسپارد.
به هر حال امروز ما باتجربهxadای به اسم احمدیxadنژاد روبرو هستیم و سایه سنگین این تجربه بر انتخاب یازدهمسنگینی میxadکند. شاید احمدیxadنژاد و گزینه محبوبش در انتخاب یازدهم حضوری مستقیم نداشتهباشند اما وی همچنان در انتخابات حضور دارد و این حضور در حدی است که انتخاب یازدهمرا به یک انتخاب سلبی تبدیل کرده است. هرچند که مشی و برنامه بسیاری از نامزدهادارای تفاوتxadهایی است اما اگر از ابتدا تا انتهای صغریات و کبریات، و مقدمات ونتایج سخنان آنxadها را کنار هم بگذاریم، در آخر به یک ترجیعxadبند مشترک میxadرسیم و آناین که «من تجربهxadای به اسم احمدیxadنژاد را تکرار نخواهم کرد». هنوز کسی معلومنکرده است که احمدیxadنژادی که نباید تکرار شود کدام احمدیxadنژاد است و احمدیxadنژادیکه باید تکثیر شود کدامین؟ آیا احمدیxadنژادی که قرار است غول چند سر انتخاب یازدهمباشد، همان احمدیxadنژادی است که از عدالت و سادهxadزیستی سخن گفت؟ یا احمدیxadنژادی کهبرخی اشتباهات را مرتکب شد؟ پس احمدیxadنژاد همچنان حاضر انتخابات است، چرا که اوپایانی بر یک آغاز است که قرار است در 24 خرداد رقم بخورد.
این که مرز شیرینی و تلخی تجربهxadایبه اسم احمدیxadنژاد تا کجاست، مسئله این نوشته نیست بلکه مسئله ما خطری است که میxadتوانآن را «وارونگی ارزشxadها در برزخ تجارب ناقص» نامید. این روزها هزینه سخن گفتن ازعدالت و تقدم آن بر پیشرفت همچنان مثل انتخابات 84 سنگین است، حتی اگر برایش سند همبیاوری که «العدل سعه» و هزاران سند و تجربه عینیxadتر که همین ذره کوچک از عدالت،چه شیرینیxadهایی برایمان به ارمغان آورده است. اگر هزاران ساعت هم از این تجارب سخنبگوییم و فریاد بزنیم که گرانی به خاطر عدالت نیست، باز این تجربه سنگینی میxadکندکه گوشت را باید کیلویی 30 هزار تومان بخریم و این بیxadتدبیری در دولتی اتفاقافتاده است که شعار عدالت میxadداد و این حرف، مصرع مشترک غالب کاندیداهای ریاستجمهوری است.
«وارونگی ارزشxadها در برزختجارب ناقص» به جایی رسیده است که حتی وقتی سادهxadزیستی مسئولان را مطالبه میxadکنیم،اولین سوالی که میxadپرسند این است که مبادا تجربهxadای چون احمدیxadنژاد دوباره تکرارشود؟ مبارزه با فساد، مقاومت در سیاست بینxadالملل، مردمxadداری و واژهxadهایی از ایندست نیز سرنوشتی مشابه یافتهxadاند.
این شرایط، مولود تجربهxadهایناقص است؛ تجربه ناقصی از عدالت، تجربه ناقصی از سادهxadزیستی، تجربه ناقصی ازمقاومت و... . تجرب ناقصی که باعث میxadشود فراموش کنیم همین مقدار تجربه ناچیز هماز مقداری کمتر از این، رشد و نمو کرده و به اینجا رسیده است. همین تجربه ناقص،ناقص است اما هیچ، نیست.
به نظر میxadرسد که باید علتوارونگی ارزشxadها را در این اشکال بزرگ جستجو کرد که برای تحقق مفاهیم ارزشیدنبال ناجیxadهایی میxadگردیم که بیایند و یکشبه همه آن ارزش را برایمان محقق کنند و شاید برای همین فریب کسانی را میxadخوریم کهوعده میxadدهند چند ماهه ما رابه رفاه و آرامشی برسانند که سالxadهاست در انتظار آنبودهxadایم.
تقلیل دادن ارزشxadها به افراد، تقلیل دادن جایگاهارزشxadهاست و این اشتباه بزرگی است که ما بارها مرتکب آن شدهxadایم و میxadشویم واحتمالا خواهیم شد و برای همین است که امروز از طرح کردن آنxadها میxadترسیم. تجربهxadهایناقص چیزی است که خیلیxadها بر آن سوار شدهxadاند تا عیوب خود را در پشت آن پنهان کنندپس این تجربهxadهای ناقص ما را از آرمانxadها نترساند. انسانxadهایی که از آرمان سخن میxadگویند«سوپرمن» نیستند اما این نکته را هم فراموش نکنیم که کسانی که از آرمانxadها سخن میxadگویندحداقل این شجاعت را دارند که در عصر تمسخر آرمانگرایی، آن را بر زبان بیاورند و آنxadهارا دستxadیافتنی میxadدانند.
امروز همه کاندیداهایریاست جمهوری باید با صراحت اعتراف کنند که عدالت مقدم است یا پیشرفت را؟ به دنبالتوسعه به همان معنی که تکنوکراتxadها به دنبال آن بودند، هستند یا پیشرفتی از جنسایرانی-اسلامی؟ مقاومت را در سیاست خارجی میxadپذیرند یا سازش را در بستهxadبندیxadهایشیکxadتری همچون آشتی با دنیا؟
وارونگی ارزشxadها را بهرسمیت نشناسیم...
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر