"سرمقاله نشریه آینده سازان-شماره مهرماه"
دهه شصت؛ فصلی پر شوربرای انقلابیxadها
دهه شصت (سالxadهای بین1360 تا 1370 و با اندکی وسعت؛ چند سال پیرامون آن یعنی از پیروزی انقلاب اسلامیتا پایان جنگ تحمیلی) برای همیشه در تاریخ شفاهی ملت ایران باقی خواهد ماند. اینبازه زمانی از آن جهت قابل توجه است که نمایشگاهی بزرگ بوده است از: احساس مسئولیتنسبت به ارزشxadها و آرمانxadهای اسلامی و انقلابی، شب و روزهایی که به هم دوخته شدهبود برای کار کردن، حرکتxadهایی مردمی که نه رئیس داشت و نه مرئوس و همه یکدیگر راخواهر و برادر دینی خطاب میxadکردند، حضور مجاهدانه در صحنهxadهای انقلاب که خودجوشبود و مردمی، آثار فاخر فرهنگی و هنری که با کمxadترین امکانات تولید میxadشد، مساجدیکه کانون همه اتفاقات مهم فرهنگی بود، دانشxadآموزان و مربیان پرورشیxadای که بدون هیچبخشنامهxadای بار فرهنگ مملکت را به دوش میxadکشیدند، گروهxadهای سرود و تئاتری که از دلمساجد و مدارس میxadجوشید و هنر انقلابی را به رخ هنرمندان روشنفکرمآب میxadکشید، نمازجماعت، نشریه، کتابخانه، سازماندهی دانشxadآموزان برای حضور در نماز جمعه، اعزامداوطلبانه به جبهه، حلقهxadهای مطالعاتی، جلسات قرآن و نهجxadالبلاغه، هیئتxadهای جشن وعزاداری اهلxadبیت(ع) و سفرهxadهای احسانی که همهxadxadی هزینهxadاش با پولxadهای مردمی تامینمیxadشد و... . همین زیباییxadهاست که دهه شصت را در کام همه شیرین کرده و باعث شده تاکلی حلوا حلوا xadکنند این سالxadها را.
شیرینِ تلخ
شیرینی تنها مزهxadی حاصلاز یادآوری آن روزها نیست. این شیرینی، آغشته به تلخیِ حسرت نیز هست. خیلیxadها،وقتی از آن روزها سخن گفته میxadشود، آهی از نهادشان خارج میxadشود. حسرت آن روزها رامیxadخورند و در ترسیم خاطرات و صحنهxadهای آن روزگاران به خلسه میxadروند که چه روزهاییبود آن روزها و صد حیف که چنین روزهایی دیگر تکرارشدنی نیست! بعد شروع میxadکنند به متهمکردن نسل حاضر که این نسل فلان است و بهمان. آن آدمxadهای ماورایی از خودشان گذشتهبودند و فقط در خدمت مکتب بودند و حالا بچهxadهای این دوره و زمانه... .
اما نکند اِشکال، نه ازنسل حاضر، بلکه از عملکرد ما بوده باشد؟ باید محترمانه اعتراف کنیم که توانِ سازماندهیو مشارکتxadدهی به مخاطبانمان را نداریم،بعد برای پوشاندن ضعفxadهای مدیریتیxad، نسلxadها را متهم میxadکنیم و شروع میxadکنیم بهافاضه در باب شکافت نسلی و تفاوت این نسل با نسلxadهای گذشته، بگذریم... .
کار فرهنگی؛ مفید یا موثر؟!
دههی شصت، درست است که جزء خاطرات ماست، اما فقط یک خاطره نیست کهبه یادش آه کشید و دیگر هیچ! بیایید به جای نگاه زیباییxadشناسانهxadی به ظاهر دستxadنایافتنی،نگاهی روشمندانه اتخاذ کنیم. همین برنامهxadهایی که الان برایشان کلی کارمندِفرهنگ استخدام کردهxadایم وکار، پیش نمیxadرود، آن روزها با کمترین هزینهxad انجاممیxadشد. شاید علتش این باشد که آن موقع، کارمندِ روزمزدِ فرهنگ نداشتیم ولی مجاهدانفرهنگی داشتیم و دریغا که امروز کلی جلسه برگزار میxadکنیم، هزینهxadهای کلان به بیتxadالمالتحمیل میxadکنیم، آخر سر هم به این نتیجه میxadرسیم که برای فرهنگxadسازی باید نمادهایفرهنگی(عکس و پوستر و...) توزیع کنیم و همایش برگزار کنیم. آخرسر هم برنامهxadهایماننه مخاطب پیدا میxadکنند و نه معلوم است که روی همین چند نفر مخاطبی که داریم تاثیرگذاشتهxadایم یا نه؟ و... .
آنxadچه که در دهه شصت درمدارس ما اتفاق افتاد، صرفا یک سری فعالیت نبود، بلکه یک مدل و سبک در کارفرهنگیِ موثر بود. خیلی وقتxadها انبوهی از کار فرهنگیِ مفید انجام میxadدهیمکه تاثیری روی مخاطبین ما ندارد، اما مطمئنا بسیاری از فعالیتxadهای آن دوران فعالیتxadهاییموثر بودند. روی این موضوع بیشتر بیندیشیم... .
دانشxadآموزان را کدو فرضنکنیم!
در سبک کار فرهنگی وپرورشی در دهه شصت دو عنصر، پررنگxadتر به نظر میxadرسد:
عنصر اول؛ خودجوشی فعالیتxadها بود. اینخودجوشی، ناشی از دغدغهxadهایی بود که افراد پیدا میxadکردند. دانشxadآموزان دههxadی شصت،وقتی نسبت به مسئلهxadای توجیه میxadشدند و نسبت به اهمیت آن یقین پیدا میxadکردند،خودشان به فکر میxadافتادند و فعالیتی را ترتیب میxadدادند و این نگاه، دقیقا در تقابلبا رویکردهای اداری حاضر است. اکنون به دانشxadآموزان، بیشتر به چشم مخاطب منفعلنگاه میxadشود تا بازیگران اصلی! و عملا در چنین فضایی دانشxadآموزان نیز هیچ مسئولیتیبرای خود در قبال فعالیتxadهای پرورشی قائل نمیxadشوند. اعضای انجمنxadهای اسلامی ، میxadتوانندزندهxadکنندهxadی این رویکرد در مدارس باشند. پس تا میxadتوانید همه دانشxadآموزان را دربرنامهxadریزی و اجرای فعالیتxadها مشارکت دهید.
عنصر دوم؛ نگاه تربیتی به فعالیتxadهای پرورشی وفرهنگی در دهه شصت است. فعالیتxadهای فرهنگی، در آن دوره یک مقوله تشریفاتی نبود وبرای همین، خبری از همایشxadها و نشستxadهای پرخرج نیز وجود نداشته، تاثیر تربیتی،نسبت به هر چیز دیگری، از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار بود. هدف عبارت بود ازنیروسازی برای انقلاب، و برنامهxadهای آن دوره، نزدیکxadترین راه برای رسیدن به این اهداف.گروهxadهای سرود، هم اعضای این گروهxadها را تربیت میxadکرد و هم، نیاز جامعه را نسبت بهتولیدات هنری مرتفع میxadکرد(سرودها از تلویزیون هم پخش میxadشد). نمایشxadهای تئاتر، هماعضای گروه را نسبت به ارزشxadهای اسلامی و انقلابی بصیرتر میxadکرد و هم، در سطحعمومی تاثیرگذار بود. مسئولین انجمن اسلامی در مدارس میxadتوانند با احیای اینفعالیتxadهای تربیتxadمحور(هیئت، نشریه، سرود، تئاتر و...) گام بزرگی در تربیت آیندهxadسازانمیهن و تربیت هنرمندانی متعهد بردارند.
توهم؛ ممنوع
معمولا وقتی از فعالیتxadهای فرهنگی و پرورشی دهه شصتسخن گفته میxadشود، این احساس القا میxadشود که در آن دوران، همگان اهل دغدغه بودند وهمهxadی جامعه ما را انسانxadهایی مجاهد تشکیل داده بودند که هر کدام بخشی از اینفعالیتxadهای پرشور را بر عهده داشتند، هیچ مشکل اخلاقی و عقیدتی هم در مدارس نبود!اما واقعیت چیز دیگری است. در آن دوره نیز، دغدغهxadمندان در اقلیت بودند، کلی همفحش و ناسزا میxadشنیدند در راه فعالیتxadهایی که داشتند. اما همه این فعالیتxadها را،همین اقلیت تاثیرگذار رقم زدهxadاند. پس در تلقی خود از آن دوره دچار توهم نشویم.موانع موجود بر سر راه دههxadیxadشصتیxadها خیلی بیشتر از ما بود. امکانات آن دوره هماصلا قابل مقایسه با الان نیست. فقط باید نگاهی دوباره به انگیزهxadها داشته باشیم.به یاد داشته باشیم که ما انجمنیxadها نسبت به آرمانxadهایی که بدان معتقد هستیم مسئولهستیم.
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر