[بدون كم وكاستي، هر آنچه در كتاب نفس المهموم صفحه 259 آمده است را مينگارم و حرفهاي خودم راداخل كروشه]
[پس از عاشورا، زنان خاندان نبوت، شهادتپدران را از فرزندان خردسال پنهان می داشتند و می گفتند:پدرانتان به سفر رفته اند]span>[حسین علیه السلام دختری چهارساله به نام رقیهداشت]
شبی ازخواب برخواست و با حالتی پریشان گفت: "پدرم کجاستکه من اکنون او را در خواب دیدم"
چون زنان این سخن را شنیدند، گریستند و صدای شیون برخاست ]و چون ايشان را در خرابهكنار دار الاماره سكني داده بودند، صدا به گوش يزيدرسيد
[یزید بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ مأموران بررسی کردند و ماجرا را برای اوگفتند...]
یزید [به منظور بيشتر سوزاندن دل اين دختر ] گفت: سر پدرش را نزد او ببرید...
آن سر مقدسرا در زیر پوشش قرار داده و در برابرش نهادند...
کودکپرسید: "این چیست؟" گفتند: "سر پدرت حسین است..." آن رابرداشت و در دامن نهاد و می گفت: "چه کسی تو را به خون خضابکرده است ای پدر؟ چه کسی رگ گلوی تو را بریده است ایپدر؟چه کسی مرا به این کوچکی یتیم کرده است پدر؟ پس از تو،به چه کسی امیدوارباشیم ای پدر؟ این دختر یتیم را چه کسی بزرگکند؟ ای کاش من فدایت شده بودم، ای کاش من نابینا شده بودم! ایکاش من در خاک آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تورانمی دیدم..."
آن گاه پدر را بوسيد و گریه شدیدی کرد واز هوش رفت...
هر چه تلاشکردند به هوش نیامد و او در همان خرابه هایشام، به شهادت رسيد...
به قلم علی آقای زکریایی از رادیو رادیومون
+ در رادیومون چه خبر است ؟
+ مداحی شب سوم محرم با صدای سید مهدی میرداماد : دانلود
+ مداحی شبِ سوم محرم با صدای سید مهدی میرداماد : دانلود
+ نوحه خوانی شب سوم محرم به زبان عربی و ترکی و فارسی با صدای حاج محمود کریمی و سید مهدی میرداماد : دانلود
+ قالب محرم : کیلیک
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر