خرید بک لینک
اگر بگويند فردا خواهي مرد، چه مي کني؟

اگر ثروت وساختمانهاي يک شهررابه توببخشنداياخوشحال ميشوي؟

اگرتو را حاکم ان مملکت قرار دهنداياقبول ميکني؟

اگر بهترين غذا وخوردني را برايت اماده کنند ميخوري؟

اگر بهترين فيلم وموسيقي را بياورندگوش ميدهي؟

اگر بهترين سيما وچهره رابه تو عطاکنند در اينه به ان مي نگري؟

گمان کن مرده اي اهل وفرزندان بر توگريه ميکنند.

گمان کن بر تو صدر وکافور ميريزند وتوراخوشبو ميکنند.

گمان کن لباسهاي تنت را کنده و کفن سفيد بر تو انداخته اند.

گمان کن تورادرتابوت گذاشته وچهارطرفتان راگرفته وبه سوي قبرستان ميبرند.

گمان کن امام برتو نماز ميت ميخواندواخرين تکبيرات را ادا ميکند.

گمان کن برتو خاک ميريزند.

گمان کن اينک در قبر تنها وبي کس درتاريکي ان مکان دراز کشيده اي.

گمان کن اينک نکير ومنکر از تو سوال ميکنند.

يقين کن که اين سلسله کارها وعمليات را روزي تجربه خواهي کرد همان گونه که دوستان تو جلو تر ازتو وپادشاهان و قدرتمندان تجربه کردند وما هر روز به اين اصل مکتوب نزديکتر ميشويم. قدم به قدم، سال به سال، ماه به ماه، هفته به هفته، ساعت به ساعت و ثانيه به ثانيه و تمام.

برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 15:30

صفحه بندی