خرید بک لینک



رسيدن به اوج كمال و نائل شدن به خوشبختي ابدي ازدو راه بيشتر مقدور نيست. يا از راه منطق يا از راه عشق.

منطق رعايت ضوابط و دستورات الهي است كه دركتابهاي آسماني ذكر گرديده اند. مانند انجام واجبات. همچون نماز، روزه ، جهاد و...

اما راه ديگري كه وراي اين راه و راهي پر اززيبائي و تنوع است راه عشق؛ راه عرفان و شيدايي است.

حضرت ذات زيباي پروردگار خود به شخصه عشق را برمنطق ترجيح ميدهند چرا كه تمامي مقربين ايشان عاشق شده اند و در عشق خود سوختهاند. ساير مخلوقات همچون ملائكه معظم (سلام خدا بر آنان باد) از طريق اطاعت بي قيدو شرط پروردگار يگانه به پرستش ايشان مشغولند اما انبياء، اولياء و ساير دلسوختگانراه حضرت دوست از طريق عشق ورزيدن به مقام قرب الي الله رسيده اند.

در حقيقت عشق، هنر كيفيت است و منطق علم كميت. دركميت توجه به تعداد ركعات نماز، تعداد رفتارهاي درست و انساني مد نظر است اما درهنر عشق ورزيدن نه به فعل بلكه به نيت و اخلاص عمل توجه مي شود. عرفان در حقيقتكيفيت اخلاص عمل است نه صرفا انجام ركوع و سجود و تعداد روزه و ...

در علم رياضي (انجام واجبات) هميشه يك بعلاوه يكمساوي است با 2 (2 = 1+1) و اين يعنيمنطق، يعني هر انسان هر رفتار صحيحي كه انجام ميدهد در مقابل پاداش آن را به هماناندازه مي گيرد و براي صعود به مقام قرب الهي انجام اعمال صالح تك تك و پله پلهلازم است اما در هنر عشق ورزيدن بايد يك را در يك ضرب كرد (1 = 1 ×1) در اين وادي عاشق و معشوق يكي مي شوند. يعني عاشق كه انسان است به معشوقش كهحضرت دوست است، ميپيوندد و تمام وجودش همه او مي شود و جلوه پروردگار را مي تواندر رفتار و افكار چنين اشخاصي ديد و متقابلا خدا هم عاشق اين شخص مي شود و بهتعبيري مي توان گفت خدا عاشق مي شود آنهم عاشق، عاشقش مي شود. و اين ارتباط دوطرفه باعث حل شدن عاشق و معشوق در هم مي شود، اين همان عرفان يا هنر عشق ورزيدن بهذات زيباي پروردگار است. نمونه بارز عشق وزيدن را مي توان در رقص سماع مولانا و دراشعار جانسوز ايشان ديد.

البته عرفا هم دو دسته هستند، دسته اي كه عشقشانرا به انواع گوناگون فرياد مي زنند، در حقيقت اهل قيل و قال هستند، بي تابي ميكنند و از دوري ديدار معشوق ناله سر مي دهند. اما دسته ديگر ساكت هستند و بي صدااما از درون پر از فرياد. (همچون حضرت شيخ بايزيد بسطامي – رحمه الله عليه) انسانها هرچقدر بيرونشان ساكت ترباشد، فرياد درونشان بيشتر است. پس در عشق هم بايد گذاشت كه قطرات اشك در دل بماندو آنرا آشكار نكرد، تا در درون دريايي شود و تمام وجود فرد را در بر گيرد.

در عشق يك نفر به اضافه يك نفر ديگر، مساوي يكاست.

يا حق

برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 15:32

صفحه بندی